| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جلوی جستجویمان را نگیرید در یافتن هدف یاریمان کنید.
به یادندارم که آن مآمور چه از من پرسید که سحن بدینجا رسید.به او گفتم نمی دانم از کدام نسلی؟انقلاب یا جبهه جنگ و شاید هم هردو اما بی شک از نسل ما نیستی-از صدایش پیدابود که حداقل بیست سال بینمان فاصله است-من به تو که جوانیت در انقلاب و جبهه سپری شد حسادت میکنم.پرسید چطور مگه؟گفتمش در جوانیت در جوانیت آگاهانه و یا ناآگاهانه در پی جستن هدفی بوده ای هدفی شریف و والا هدفی که ارزش آن را داشته باشد که حتی برایش جان در کف دستانتان بگذارید.آن هدف را یافتید هدف والایتان انقلاب شد و بعد جنگ.شاید امام برای این گفت که جنگ موهبت است دفاع از میهن میتواند هدفی شریف باشد برای جوانان تا از بی هدفی سرگردان نباشند و تا بی هدفی نابودشان نکند.جوانی ما هم مثل جوانی شما.دیگر عصر شده عصرجستن ویافتن هدفی شریف. این جوانان که امروز در نظرشما معترضند و اغتشاشگر و خطری برای امنیت ملی دنبال هدفی شریف و والا بودند و گرنه نمیدانستندکه ممکن است در بند کشیده شوند و یاحتی کشته شوند؟ چه کسی حاضراست برای خاطر پول برای خاطرهیجان وبرای هرچیزدیگر که شما با عنوان دلایل حضورشان آنها را لیست کردید در چنین مهلکه ای پاگذارد؟آنان بدنبال هدفی بودند. ازکنار آن جوانها که از جان میگذرند نباید به سادگی گذر کرد آنان برای هرجامعه ای سرمایه ای عظیم اند این سرمایه را چرا باید به راحتی از دست داد و چرا باید آنان را مایوس و سرافکنده کرد؟ جلوی جستجویمان را نگیرید در یافتن هدف یاریمان کنید. |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389 و ساعت 19:5 |
دیوان فراغی سرچشمه شعرمعاصرترکمن
دیوان فراغی سرچشمه شعرمعاصرترکمن
از این رو تنها مخاطبین شعرش نزدیکان و همعصران خود شاعر بود و شعر از حصار زمان و مکانی که شاعر در آن می زیست فراتر نمی رفت مگر اندک اشعاری که از روزنه های بسیار کم و کوچک این حصار ببیرون جهیدند این فرهنگ خوگرفته با ادبیات شفاهی ترکمنها می توانست سبب گردد تا امروز و در عصر حاضر -که اندک اشعاری از گذشته بردست ما رسیده -خود را در شعر و ادب فقیر بدانیم و حتی تاریخ ادبیاتی برای فرهنگ و زبان خویش متصور نشویم و بدین باور برسیم که زبان ترکمنی را آن استعداد نیست که بتوان با آن شعری سرود گراین زبان را آن ظرفیت بود که شعری بتوان با آن سرود پس کو شعرش پس کو شاعرش؟ آری ممکن بود چنین تصور شود و چنین گمانه ها زده شود اگر دیوان فراغی از گذشته به یادگار نمیماند دیوان فراغی از این حصار گذشت و سبب شد تا خوش ذوقان ادب عصر حاضر بدین باور برسند که زبان مادریشان چنان استعداد و ظرفیت شعرسرودن را دارد که اندک قریحه و ذوقی میطلبد اگر خواهان شاعر شدن هستند ومهمترین امتیاز ادبی دیوان فراغی در این است که شاعر امروز را باظرفیت های زبان ترکمنی برای سرودن اشعار دلنشین آشناساخت از این رو شعر ترکمن بیشتر از آن که بتوان تصورش را نمود مدیون دیوان فراغی است و بی شک شاعری در این عصر یافت نخواهد شد که با دیوان فراغی انس نگرفته باشد و الهام بخش اشعارش نگشته باشد
|+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه دوازدهم شهریور 1389 و ساعت 18:57 |
اوین
مطلب چهارم
اوین ورودم باچشمانی بسته بود و نمی دانستم دیوارها و دروازه اش را چه شکل و شمایلی است اوین با وجود آنکه زندان بود و کمتر کسی با ورود به زندان شادمان میگردد اما من و آنان که که من جزئی از آنان بودم بسیار شاد و خوشحال گشتیم آنروز چهرشنبه عصر بود و از شنبه که بازداشت شدم برای اولین با چشم از چشم بند برداشتم و روشنایی را دیدم.به دستانم دیگر دست بند بود اما زخمی که دست بندها به دستم نشانده بودند به گونه ای بود که طاقت نگاه کردنش را نداشتم دیگر دردی نداشت گروهبانی ما را نظاره میکرد پیش رویش بیش از صد نفر آدم با سوالاتی عجیب و غریب یکی میگفت جناب سروان اینجا دستشویی آزاده؟جناب سروان آب و غذا میدن؟جناب سروان تلفن هست میتونیم به خانواده هامون اطلاع دهیم یا خودتان اطلاع دهید؟و...گروهبان اینگونه جواب داد:اینجا همه چیز هست و همه چیز میدن فقط آزادی نیست برای ما دستشویی رفتن و آب خوردن و دیدن اگر به میل خودمان باشد خود آزادی بود طعم آزادی را می داد برای همین وقتی گفت اینجا آزادی نیست کسی ابرو خم نکرد. |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 19:4 |
چرا ارکانا؟
مطلب سوم
چرا ارکانا؟ یافتن نام برای وبلاگ برایم کار مشکلی بود به صد دلیل. دوست داشتم نامی از میان وتاژگان زبان مکادریم-ترکمنی-بیابم گشتم و گشتم و بالاخره یافتم.واژه ای که هم زیبا بود و هم پرمعنا ارکانا را شاید بسیاری از ترکمنها هم نشنیده باشند از خانواده ارکین می باشد و همان معنای آزادی را می دهد درمورد ارکانا باید نکته ای را یاد آور شوم واژه آزادی دارای مفهوم وسیع و گسترده ای است و شاید برخی علت انتخاب این نام را وجود گرایشهای لیبرالیستی وامثالهم در اندیشه هایم بدانند اما بواقع اینگونه نیست البته این را برای آن نمی گویم که مثلا خودم را مخالف اندیشه های لیبرالیستی نشان دهم من نه مخالف آنم و نه موافقش چرا که تاکنون در این موضوعات آن حد که منجر به انتخاب شود نیاندیشیدم بگذریم... ارکانا را برگزیدم تافراموشم نشود چه طعم شیرینی دارد طعمی که چندباری چشیدم و بهترین لذت زندگی را نصیبم کرد لذت آزادی اگرچه هم کم باشد بازچه بسیار تلخی ها را به کاممان شیرین خواهد کرد |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه پنجم شهریور 1389 و ساعت 19:16 |
از چه خواهم نوشت؟
مطلب دوم
از چه خواهم نوشت؟ از اندیشه هایم و از انچه در ذهنم می گذرد از رورهایی که گذشت ولیکن هرشب در ذهنم تکرار می شوند از آنچه دیدم و شنیدم در شهرودیارم از دوران تحصیلم در مشهد و زابل ازدوران بازداشتم در اورن واز روزهای که این روزها در خوزستان میگذرد ازتحقیقاتی که در اندیشه هایم کوتاه و اجمالی خواهم کرد بیشتر درباب فرهنگ وادبیات وجامعه ودردهای که در آن یا کشیدم ویاکشیده شدنش را توسط دیگران به چشم دیدم از کتابهایی که می خواندم وسبب بوجود آمدن اندیشه ای در ذهنم می شود از دوشاعر که بر آنم تا اگر توانش را یابم اندیشه های را برمبنای آنچه انان اندیشیده اند استوار سازم از مولانا ومثنویش و از فراغی آن شاعر ترکمن و دیوانش و از همه چیز فرهنگ و دیارم ترکمن و ترکمن صحرا همیشه پس زمینه های اندیشه هایم خواهند بود |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه بیست و نهم مرداد 1389 و ساعت 19:38 |
چرامینویسم
مطلب اول
جرا می نویسم تنهایی و سکوتی که شبها به سراغم می آیدمرا به اندیشیدن وامیدارد به خواندن و نوشتن. ساعاتی در اندیشه هایم غوطه ور می شوم چشم را که می گشایم خودکاری آبی در لای انگشتان دستم قامتش را برافراشته و کاغذ سفیدی را روسیاه نموده است.اندیشه ام را در دل آن کاغذ سیاه گشته نشسته می یابم نگاهش می کنم به چه دردی می خورد چه کسی حاضراست بخواندش چرا بیهوده می اندیشم؟ وهرشب اینگونه می شود که اندیشه ام را مچاله می کنم و به گوشه ای می نهم و چون جمع گشتند آتش بروجودشان می نشانم تابسوزند و خاکسترشوند اما نمی دانم که اکنون مرا جه میشود که دگرباره جراتی درخود می یابم که اندیشه ام را صاف وصوف و مچاله نشده آنگونه از ذهنم تراوید را در برابر دیدگانی بنهم که به چشم برهم زدنی هزار عیب وکاستی را از هراندیشه ام برون خواهند آورد اصلا شاید برای این است که اندیشه ام را در پیش رویشان مینهم چرا که شاید اصلاحی دهندش چرا که نیک می دانم که اندیشه ام چنان خام است که محتاج کوره های داغ انتقاد و اشکال گیری است تا که پخته شود. |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه بیست و نهم مرداد 1389 و ساعت 19:15 |
عكس2
![]() |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه پانزدهم مرداد 1389 و ساعت 10:56 |
عكس1
![]() |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه پانزدهم مرداد 1389 و ساعت 10:55 |
آداب ماه مبارك رمضان در میان تركمنها
ماه مبارك رمضان ماه ضیافت الهی، ماه رحمت است و همه مؤمنان در این ماه به انجام فرایض ویژه میپردازند و اقوام مختلف گلستان (فارس، تركمن، بلوچ و سیستان) نیز در این استان با تكیه بر آداب و مراسم خاص محلی خویش و برای بهرهگیری از این ماه مبارك، فرایض الهی را به جای میآورند. تركمنها در این ماه آیینهای خاصی دارند از جمله این كه، قبل از فرارسیدن ماه مبارك رمضان اواخر ماه شعبان روزه میگیرند و خود را برای این ماه پر بركت آماده میكنند و با این عمل به استقبال ماه مبارك رمضان میروند. روزه استقبال ارزش خاصی در بین تركمنها دارد و بسیاری از افراد خانوادهها، كوچك و بزرگ، با شور و شوق خاصی با انجام مستحبات به پیشواز ماه ضیافت الهی میروند. زنان و دختران تركمن به طور سنتی و خودجوش قبل از حلول ماه مبارك رمضان مسجد محل خود را نظافت و غبارروبی كرده و برخی از خانوادهها هم مساجد را با فرش و نمدهایی كه مخصوص خواندن نماز است و بین تركمنها به نماز لیق (سجاده) مشهور است مزین میكنند. رویت هلال ماه رمضان (آی گورمك) نیز در میان تركمنها با هیجان خاصی صورت میگیرد. تركمنها اعتقاد دارند هر كس زودتر هلال ماه را ببیند ثواب بیشتری میبرد، بنابراین برای دیدن هلال ماه سعی میكنند با رفتن به بلندیها مانند تپهها و پشتبامها آن را زودتر از دیگران ببینند. پرشكوهترین آیینی كه در ماه رمضان در بین تركمنها برگزار میشود اقامه نماز «تراویخ» است كه در مساجد بعد از نماز عشاء به جماعت اقامه میشود و پیر و جوان و حتی بچهها به صورت یكپارچه در آن شركت میكنند. برای شركت در این نماز همه «عرقچین سفیدی» بر سر میگذارند. این نماز در میان تركمنها آنقدر ارزش دارد كه یكی از شرایط قبولی روزه را منوط به شركت در این نماز میدانند. نماز تراویخ 20 ركعت است كه به صورت جماعت دو ركعت دو ركعت اقامه میشود و در فاصله چهار ركعت دعای مخصوص آن قرائت میشود. در قالب همین نماز در بسیاری از مساجد، از اول ماه مبارك رمضان توسط قاریان به صورت دسته جمعی ختم قرآن مجید انجام میشود كه معمولا هر شب پنج جزء قرآن ختم و در طول 6 روز 30 جزء ختم میشود كه این عبادت شبانه، روزهداران هر شب 2 الی 3 ساعت طول میكشد. در آخرین روز ختم قرآن بسیاری از روحانیون، مردم پیرو جوان در دعای این عبادت الهی شركت میكنند، شركت در دعای ختم قرآن ثواب بیشتری دارد. دیگر آیین ماه مبارك رمضان، در میان تركمنها مراسم «یا رمضان» به معنی نیمه رمضان است كه این مراسم عمدتا در شب چهاردهم ماه رمضان بعد از نماز عشاء و تراویخ در تركمن صحرا توسط روحانیون مساجد محل و چند تن از جوانان و نوجوانان متدین محل بیرون از مسجد اجرا میشود كه به صورت گروه گروه به در خانههای مردم میروند و سرودههای مذهبی و یا سوره مباركهای را با صدای بلند برای صاحبخانه قرائت میكنند و در پایان هر سروده همه حاضران یك صدا با گفتن «الله هو» به میداندار پاسخ میدهند و صاحبخانه بنا به توانایی مالی نذرش را به عنوان هدایا به روحانیون تقدیم میكنند و معمولا این مراسم تا پاسی از شب به طول میانجامد. یكی دیگر از آیینی كه تركمنها با شور و شوق به برگزاری آن در شبهای 21 الی 27 ماه مبارك رمضان اقدام میكنند، شب قدر «قدر گیجه» است هر چند شب قدر دقیقا مشخص نیست، ولی از قدیم الایام و به استناد شواهدی این مراسم در شب 27 ماه مبارك رمضان برگزار میشود. تركمنها در این شب بعد از نماز عشاء و تراویخ دو ركعت نماز قدر میخوانند و معتقدند كه در این شب دو پیامبر الهی یعنی حضرت خضر (ع) و حضرت الیاس(ع) ظاهر میشوند و هركس با آنها برخورد بكند خوشبخت میشود. این شب برای تركمنها بسیار مقدس بوده و زنان در خانه «بیشمه» (نوعی شیرینی خانگی)، «بورگ»، فرنی و نان برنجی و غیره میپزند و سفره پهن میكنند و به خانههای یكدیگر میروند. همچنین در این شب برای نوعروس یا دختری كه تازه نامزد شده از طرف خانواده داماد هدیهای برده میشود كه به آن «قدرایمش» میگویند. رسم دیگری كه در ماه مبارك رمضان در بین تركمنها كه معمولا چند روز آخر ماه رمضان، قبل از نماز عید سعید فطر انجام میشود ادای «فطریه» است. ادای فطریه اهمیت خاصی در بین تركمنها دارد. طبق اعلام نظر علما برای هر فرد خانواده مبلغ معینی تعیین و به افراد نیازمند پرداخت میشود و در فقه اهل سنت پرداخت فطریه واجب است. در بین تركمنها مبنای پرداخت فطریه اكثراً گندم است كه مبلغ ریالی آن از سوی علما تعیین و اعلام میشود و شهروندان تركمن اهل سنت گلستان در روزهای پایانی ماه مبارك رمضان پس از یك ماه عبادت و روزهداری با انجام آیینهای ویژه این ماه پر بركت با خرید لباس نو و تهیه انواع شیرینیهای خانوادگی به استقبال «عید فطر» میروند. با فرارسیدن روز عید، مردان اعم از كوچك و بزرگ، پیر و جوان گروه گروه با دست داشتن سجاده عازم عیدگاه هر شهر شده و در یك اجتماع عظیم با گوش سپردن مواعظ علما و بهرهمندی از ارشادات دینی و مذهبی نماز عید فطر را به جا میآورند.
برگرفته از سایت تبیان |+| نوشته شده توسط نعمان جمالزاده در جمعه پانزدهم مرداد 1389 و ساعت 10:40 |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1389مرداد 1389 آرشيو موضوعی
نوشته هاي شبانهبامولانا وفراغي خاطرات در كتابي خواندم كه تركمن فرهنگ من صحرا ديار من عكسها نوشته هاي پراكنده پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |